در آینه رخسار ماهت چه غوغا می کند
موی پریشانت چرا این گونه رسوا می کند
چشمان تو در آینه حس تجلی می دهد
حس چنین افسانه ای در من چه سودا می کند
آغوش تو قلب مرا ارام و مهلا می کند
این دل در این سینه ببین چگونه نجوا می کند
دستان تو در دست من جانی به جانم می دهد
این دست تو در جان من این گونه مأوا می کند
عطر تو از هر عطر دیگر جان من را می برد
این عطر از هر چیز دیگر دل را اغوا می کند
لب های تو از هر شکر شیرین تر و جان می دهد
گویا که لب هایت از هر شراب بیشتر بلوا می کند
روح تو در من این چنین در جان تمنا می کند
این روح تو در دل ببین چگونه یغما می کند
این دل ببین بی تو چقدر خاموش و بی جان می شود
این دل چو با تو است مرا این گونه شیدا می کند
#ارشان_مختاری