ساڪٺ و تنها...
چوݧ ڪتابي در مسیر باد...!!
مےخورد
هردم ورق اما...
هیچ ڪس اورا نمےخواند...!!
برڪَها را
مےدهد برباد...
مےرود از یاد...
هیچ چیز ازو نمےماند...!!
بادباݧ ڪشتي او
در مسیر باد...
مقصدش هرجا ڪہ باداباد..!!
بادباݧ را
ناخدا باد اسٺ...
لیڪ او را هم خدا
هم ناخــدا باد اسٺ..!!
" قیصر_امین_پور "
گفته بودی ، عشق را درد است ،،، درمان نیز هست ؟
ساحلی آرام دارد ، موج و طوفان ، نیز هست ؟
گفته بودی ، عشق چون است و ، چنانت میکند ،،
اندرونش ، سوز و افغان است و ، هجران نیز هست ؟
عشق میگوید ، که آسان نیست بی ما زیستن ،
راست میگوید ،، ولیکن ، عهد و، پیمان ، نیز هست ؟
بی ثمر از راز عشق ، دل را چکار آید به جان ،
زینتِ جان هست ، لیکن ، جانِ جانان ،، نیز هست ؟