چه می شود دلتان تنگ دلربا بشود و یا که عشوه ی ما قابل شما بشود پلنگ وحشی بیشه چه خوب می شد اگر شبانه رام تک آهوی دشت ها بشود طبیب حال خوش من. مریص حالم وکاش دلت با انچه با دل من کرده مبتلا بشود
من از ماهی که در آیینه ات تابیده می گویم من از این دل که در تاب و تبت رقصیده می گویم هم از تو شمع بزم عاشقی صدها غزل دارم هم از پروانه که دور سرت چرخیده می گویم