شبکه اجتماعی تکواژه ها شبکه اجتماعی تکواژه ها
    جستجوی پیشرفته
  • وارد شدن
  • ثبت نام

  • حالت روز
  • © 2026 شبکه اجتماعی تکواژه ها
    درباره • فهرست راهنما • با ما تماس بگیرید • سیاست حفظ حریم خصوصی • شرایط استفاده • بازپرداخت

    انتخاب کنید زبان

  • English
  • German
  • Persian

تماشا کردن

تماشا کردن

وبلاگ

مقالات را مرور کنید

بازار

آخرین محصولات

صفحات

صفحات من صفحات لایک شده

بیشتر

انجمن کاوش کنید پست های محبوب شغل ها ارائه می دهد بودجه
تماشا کردن بازار وبلاگ صفحات من همه را ببین

کشف کردن نوشته ها

Posts

کاربران

صفحات

گروه

وبلاگ

بازار

انجمن

شغل ها

بودجه

علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال

image
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال

image
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
مُرده، آن نیست که نامش به نکویی نبرند
چه بسا نبض خدا در رگ گمنامان است.
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
منشین پای نهالی که تلخ وبدبنیاداست
که ریشه اش خون پایه اش بیداداست
برکنده شود این نهال بیثمر فرسوده
که سایه اش آتش است شاخ برگش
فریاد است
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
«مهتابی نمی تابد»
هوا سرد و زمستانیست مهتابی نمی تابد
شب تار است و طوفانیست مهتابی نمی تابد
میان کوچه سرما می کند بیداد و عشقی نیست
تو گویی مرگ انسانیست مهتابی نمی تابد
اسیر غم شده بلبل نمی خواند در این دوران
اسیر و بند و زندانیست مهتابی نمی تابد
فروزان می شود در سینه ها حرص و حسد امروز
مطیع نفس شیطانیست مهتابی نمی تابد
نمی روید در این باغ خزان آلاله ای دیگر
پُر از خار بیابانیست مهتابی نمی تابد
شده دیو درون آدمی بیدار و آدم خواب
مطیع نفس حیوانیست مهتابی نمی تابد
نمی خواند میان این خزان مرغ غزلخوانی
در اینجا جغد بد خوانیست مهتابی نمی تابد
شده سجّاده رنگین بوی تزویر و ریا در آن
به ظاهر حال روحانیست مهتابی نمی تابد
بخواب ای طفل بی مادر که بیداری نمی باشد
شب تاریک و ظلمانیست مهتابی نمی تابد
هوا بس ناجوانمردانه سردَست «مخلص صادق»
شبی سرد و زمستانیست مهتابی نمی تابد
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
_پرسید:چگونه شعر می گویی؟!
_گفتمش:همان گونه که درخت سیب؛سیب!
خم شد از سینه ی باغ
برگ سرخی چید...با بغض ،خندید...
_گفتمش:
عاقبت همه ،بار،خواهیم گرفت!
برگ زردی در آغوش باد پر کشید؛رقصید.‌‌..
گفت:و درخت خرمالو؛خرمالو!
آهی کشید...
در تنگنای آغوشم فشردمش:
_یک روز؛ دست های چپاولگر
این زمستان را
باغبانی کهنه کار؛
از تن خسته ی این باغ
خواهد بُرید!!!
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
دوستان این من و این شرح پریشانی دل
غم دل ، قصه دل ،شور و نوا خوانی دل
آه کان شوخ پریچهره ز من رخ بر تافت
بعد از این ، این من و این قصه پنهانی
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
مدهوش ره عشق توأم بنگر تا زنده بمانم
دست زین عشوه تو بر دار بی اکراهِ بِنگاهم
بی رحم نشو تا آسوده سر به نِهم به سر خاک
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
ارشان (جواد) صابر مختاری
ارشان (جواد) صابر مختاری  
2 سال

دوستان اگه پستی مشکل دار می بینید گزارش بدید که رسیدگی بشه ممنون

پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
avatar

علیرضا عباسی

 
نه
پسندیدن
· پاسخ · 1704716682

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

avatar

ارشان (جواد) صابر مختاری

 
کلا گفتم اگه دیدید
پسندیدن
· پاسخ · 1704716842

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

ارشان (جواد) صابر مختاری
ارشان (جواد) صابر مختاری  
2 سال

سایت درست شد

پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
avatar

علیرضا عباسی

 
ممنون
پسندیدن
· پاسخ · 1704716699

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

Showing 757 out of 1762
  • 753
  • 754
  • 755
  • 756
  • 757
  • 758
  • 759
  • 760
  • 761
  • 762
  • 763
  • 764
  • 765
  • 766
  • 767
  • 768
  • 769
  • 770
  • 771
  • 772

ویرایش پیشنهاد

افزودن ردیف








یک تصویر را انتخاب کنید
لایه خود را حذف کنید
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ردیف را حذف کنید؟

بررسی ها

برای فروش محتوا و پست های خود، با ایجاد چند بسته شروع کنید. کسب درآمد

پرداخت با کیف پول

هشدار پرداخت

شما در حال خرید اقلام هستید، آیا می خواهید ادامه دهید؟

درخواست بازپرداخت