شبکه اجتماعی تکواژه ها شبکه اجتماعی تکواژه ها
    جستجوی پیشرفته
  • وارد شدن
  • ثبت نام

  • حالت روز
  • © 2026 شبکه اجتماعی تکواژه ها
    درباره • فهرست راهنما • با ما تماس بگیرید • سیاست حفظ حریم خصوصی • شرایط استفاده • بازپرداخت

    انتخاب کنید زبان

  • English
  • German
  • Persian

تماشا کردن

تماشا کردن

وبلاگ

مقالات را مرور کنید

بازار

آخرین محصولات

صفحات

صفحات من صفحات لایک شده

بیشتر

انجمن کاوش کنید پست های محبوب شغل ها ارائه می دهد بودجه
تماشا کردن بازار وبلاگ صفحات من همه را ببین

کشف کردن نوشته ها

Posts

کاربران

صفحات

گروه

وبلاگ

بازار

انجمن

شغل ها

بودجه

علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال

آمین

image
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
بنام عزیزِ عزیزتر زِ جان باسمِ شهِ بی مثالِ لسان
فروغِ فروغان شهِ جاودان تهی از غروب و طلوعِ عیان
نمایش قدرت لایزال و عهد گرفتن از جدِ بشر توسط خالق ، مبینِ رسالت انسان است، رسالتی که بنیان عقد است و عقد تعهد لازم الاجرا،
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
من بارها از این مارهای خیز برداشته ، زهر خورده ام.
طعم داغ طعنه های تند و بوی حماقت میداد .
هضم آنهمه بی مهری ، مشمئز کننده بود
اما کشنده نبود.
من دریافته ام ، زهرِ آن مارهایِی که زیر خاک پنهان شده اند ، کشنده است . زهرِشان شبیه دروغ است
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
کجایی ای رفیق رفته در نابود،من اینک در میان شهر بی دروازه قلبت به دنبال رهایی از تو می گردم.کجای قصه مبهم بود؟
وشاید خواب می بینم ،گمانم باز می گردم.که هستی در وجود من؟
من آن تنها سوار خسته از راهم.تماشا کن،من آن فصل جدایی در میان مرد ونامردم،
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
ای مار هزار پیچِ تفتیده
به آتشِ تهی مغزان
وی گنج نهفته بر سینه ی کویر
روزگاری میخروشیدی
و بر دشتها و کشتزارها میچمیدی.
چگونه مردنت را باور کنم زنده رود( 1 ) بی همتا
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
گر پله‌ای باشد به عمق ترس و وحشت، و سقفی شکننده تر از عهدهایم، زمینی گسستنی تر از بندهایم، و فضایی غمگین‌تر از شِکوِه‌هایم
همه با پا پیمایم و پناه گیرم، قدم گذارم و بر دوش کشم.
مرا گاه با اسم آینده ترسانند، گاه بگویند گذشته در کمین توست.
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
مام می ای بهترینم،، شور وعشق آخرینم، عشق توباشد مرابس، مهرتو گشته عجینم، بازکن اغوش گرمت،،
سر نهم بر خاک گرمت، هرچه دارم از تو دارم، ای خدای روی زمینم، باتوشادم باتو خندان،، باتو همواره، چو باران، مهر تاییدت مرابس،
گشته خاکت بستر من،
خسته وزخم ...
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
گفت : ترس وجودم رو گرفته انگار زیادی شوخی گرفتم کار این دنیام رو . دارم با واقعیت اعتقادم به دین و تکلیف و وظایف شرعیم بازی میکنم .
این اعتقادی که من دارم برای دلخوش کردن خودم و یه مقدار هم برای ریا و چشم مردمه .
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
فرصت نو شدن اینبار به من سر زده است،بین مقصود سفر و نگاهم انگار مجلسی بر پا شد.مرغ حق پر زده است،چشم شب ،روشن از این موهبت سر زدگی در خواب است.
تو بیا سوی صمیمیت پاک،چشمه روشن یک خوشه تاک،در میان من وتو خنده تلخ بلوط طعم این واقعه را خواهد داد.سرخی ...
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
علیرضا عباسی
علیرضا عباسی  
2 سال
یک دست گلاب و یک دست..
نیم شب است..گوشه ی پرده را بالا زدم .
دوباره خواب از چشمم پریده
و هوش از سرم.نوزاد همسایه همچنان
میگرید.هنوز کیسه زباله آنطرف خیابان
در سوز سرما خش خش به راه انداخته.
باز صدای گربه ای می آید گرسنه..
کتابهای روی میز ...
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
Showing 998 out of 1762
  • 994
  • 995
  • 996
  • 997
  • 998
  • 999
  • 1000
  • 1001
  • 1002
  • 1003
  • 1004
  • 1005
  • 1006
  • 1007
  • 1008
  • 1009
  • 1010
  • 1011
  • 1012
  • 1013

ویرایش پیشنهاد

افزودن ردیف








یک تصویر را انتخاب کنید
لایه خود را حذف کنید
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ردیف را حذف کنید؟

بررسی ها

برای فروش محتوا و پست های خود، با ایجاد چند بسته شروع کنید. کسب درآمد

پرداخت با کیف پول

هشدار پرداخت

شما در حال خرید اقلام هستید، آیا می خواهید ادامه دهید؟

درخواست بازپرداخت