بی تو سراسر همه اوار شدم
در مستی خود سرد خرامان شدم
می خورده ام سر به سر دار شدم
این عمر گران را غرق اوهام شدم
با نفرت کینه ز جنون زار شدم
بازیچه این رسم دامان شدم
خسته از این فاصله و بار شدم
من راهی این پوچی ویران شدم
شاعر در این مستی دوار شدم
در شعر اگر خراب و بیمار شدم
راهی که نمانده در به در نار شدم
این راه رفته چه گریان شدم
گویا که دلی دادم در بار شدم
از دل ستمی دیدم مستان شدم
نه مرگ رهم داد نه ماندن به کارم شد
من زنده در این وادی و حیران شدم
#ارشان_مختاری
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری