زیر لب گفتم دوستت دارم
میدانستم که از این فاصله صدایم را نمیشنود
با خودم گفتم شاید نباید به این سفر میرفتم. شاید نباید از او دور میشدم.
#پس_از_تو
#جوجو_مویز
زیر لب گفتم دوستت دارم
میدانستم که از این فاصله صدایم را نمیشنود
با خودم گفتم شاید نباید به این سفر میرفتم. شاید نباید از او دور میشدم.
#پس_از_تو
#جوجو_مویز
ما در چشم بههم زدنی راهی را برمیگزینیم که باقی عمر باید تاوانش را پس بدهیم. آن تصمیم است که تعیین میکند چه آدمی قرار است بشویم؛ چه در چشم دیگران و چه در چشم خودمان.
شاید حق با الیزابت زاکل بود که میگفت کسی که احساس مسئولیت میکند آزاد نیست، چون مسئولیت یک وظیفه است، یک بار سنگین. اما آزادی یک میل است.
📕#ما_در_برابر_شما
✍🏻#فردریک_بکمن
به من مى گفت:
چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاه هاى تـو را نداشتم.
نمى ديدى كه چشم بر زمين مى دوختم؟
به او گفتم:
در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تـو هيچ چيزى در آن نيست .
✍🏻#بزرگ_علوى
گل من،گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،
اما ماندنی بود،
این بودنش بود که،
او را تبدیل به گل من کرده بود!
📕#شازده_کوچولو
✍️#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
این هم یکی دیگر از شگفتی های دنیای ماست
در کنار بعضیها
که با حیوانات مهربانند
بعضی ها هم هستند
که با مهربانان، بینهایت حیوان اند.
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
دشوار ترین کار دنیا
آزاد کردن اسیرانی است
که زنجیرهای اسارت شان را
خودشان می بافند
#فاطمه_لشکری (راحیل کرمانی)
من قصه ای از مثنوی درد نهانم
یک فتنه ز دستان دل آشوب جهانم
نی نامه من بود حدیث نفس قاف
یک راز نهان خیمه زده بر دل وجانم
من زاده دلگرم ترین فصل زمینم
پرورده ی دل خسته ترین مام زمانم
تقدیر مرا باغزل مهر سرشته
وآنگاه مرا کرده به این خانه روانم
من کوک ترین زخمه ناکوکم و هر دم
مهری زده تقدیر به هربند زبانم
#فاطمه_لشکری(راحیل کرمانی)