شکر بریز و دلم را به شعر مهمان کن
عبور عقربه ها را سریع و آسان کن
برای من فقط از سوز و ساز عشق بگو
بیار سوزنی و زخم خار درمان کن *
کج است خشتِ بنای نخستِ این دیوار
نرفته تا به ثریا، بکوب و ویران کن
جهان پُر است از اخبارِ سرخِ پیکرِ ما
بغل کن این تنِ زخمی و بوسه باران کن
رسیده جان به لب و روزگار حیرانی ست
به صحبتی و سلامی سری بسامان کن
هزار دوره ی آخرزمان به خود دیدیم
به صبر بدرقه ی دورِ روبه پایان کن
#زهرا_فیض
اردیبهشت ۱۴۰۱
*غم عشق آمد و غم های دگر پاک ببرد
سوزنی باید کز پای برآرد خاری
"سعدی"
انتقال مهاجران انگلیس به روآندا ؟!
https://forum.poemse.com/topic..../4018-%D8%A7%D9%86%D
دختر به دنیا امد تادخترکسی باشد ازدواج کرد تاهمدم کسی باشد دردزایمان را تجربه کرد تامادر کسی باشد برای همه کس شد وخودش بیکس شد خانه سالمندان پناه برد تعجب این جاست که یک مادر می تواند از 10تا فرزند نگهداری کند اما 10تا فرزند نمی توانند ازیک مادر نگهداری کنند این انصاف نیست .