پوپک دیدم به حوالی سرخس بانگک بر برده به ابر اندرا چادرکی دیدم رنگین برو رنگ بسی گونه بر آن چادرا ای پرغونه و باژگونه جهان مانده من از تو به شگفت اندرا
عارفان بر این باورند که جهان همچون زادگاهی است که طفل از آن متولد میشود. همهٔ ما انسانها در این دنیا همچون بچههایی هستیم که در رحم مادر به سر میبریم و هنگامی که زمانش برسد، باید این جهان را ترک کنیم. همهٔ ما این را میدانیم، اما نمیخواهیم اینجا را ترک کنیم، میترسیم از مردن، گویی مردن پایان است و زوال، گویی با مرگ از وجود و هستی و بودن باز میایستیم. اما مرگ تولد است، تولدی دوباره در زادگاهی دیگر…
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
Showing 733 out of 1762
ویرایش پیشنهاد
افزودن ردیف
لایه خود را حذف کنید
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ردیف را حذف کنید؟
بررسی ها
برای فروش محتوا و پست های خود، با ایجاد چند بسته شروع کنید. کسب درآمد
پرداخت با کیف پول
هشدار پرداخت
شما در حال خرید اقلام هستید، آیا می خواهید ادامه دهید؟