آمد آن روز که می ترسیدم آمد ان روز که حرفش تلخ است تو در این همه تلخی سهیمی چرا و چه ساده من اینجا تک ماندم من به تنهایی خود می خندم.... شاید این هجر همان جوک باشد
دوستتون دارم عزيزان بهتر از جان مي روم از پس شعری كه تو را من جويم كاش اين حرف مرا با دل و جان ديده كني زندگي به كام لبتون خندون دلتون شاد جسمتون سالم روحتون اروم اميدتون به اينده بسيار
كسانی خطر را دوست دارند و با آن رودررو میشوند كه قفس تنشان برایشان سخت كوچك و تنگ است. زندگی آرام و يكنواخت و در نتيجه بیخطر ارضاءشان نمیكند. به يكبار و دوبار با خطر مواجه شدن هم راضی نيستند. اين رويارويی بايد دائمی باشد و فرد جز گزيدن پيشهای كه بنيادش بر پايهی خطر گذاشته شده، چارهی ديگری ندارد.
انسان بودن دقيقآ يعنی مسئول بودن، يعنی احساس شرمندگی كردن در برابر حقارتهايی كه به نظر نمیآيد مسئولش بوده باشد و نيز باليدن به پيروزیهايی كه رفقايش به دست آوردهاند. فرد با كار گذاشتن سنگِ خودش میتواند ادعا كند در بنا كردن دنيا سهيم بوده است.
پسندیدن
اظهار نظر
اشتراک گذاری
Showing 728 out of 1762
ویرایش پیشنهاد
افزودن ردیف
لایه خود را حذف کنید
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ردیف را حذف کنید؟
بررسی ها
برای فروش محتوا و پست های خود، با ایجاد چند بسته شروع کنید. کسب درآمد
پرداخت با کیف پول
هشدار پرداخت
شما در حال خرید اقلام هستید، آیا می خواهید ادامه دهید؟